محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
454
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
ايشان در مسجد است ونهر ايشان هر چند گاه شكسته وكور است . حرف « ذ » پيش از ياى نسبت در پايان نام شهر ايشان افزوده مىشود « 1 » بهلولوار متلك گويند واين را هر با هوش احساس مىكند . خيرات فراوانست ، كبوتران در رسيدن به لأنه مسابقه دارند ، نانشان خوب ونرم است « 2 » . در دشتى واقع است كه از كوه دور است . شهر كهنه بر تپهايست ومسجدى در ميان آنست كه در گذشته جامع « 3 » بوده است ، وپيرامنش چند خانه هست . نزديك دروازهء ربض ساختمانهائى وبازارچهاى است ، ودر بيرون شهر دو جامع هست يكى نزديك دروازه وديگرى در ميان بخش صرافان كه بيشتر ايشان پيرو أبو حنيفة هستند . مسجد وپيرامنش از ساختههاى أبو مسلم صاحب الدولة است وبازارش پاكيزه مىباشد . [ سپس چون أبو مسلم شنيد كه بر منبر اين مسجد على را لعن كردهاند در آن را بست ومسجدى ديگر در ميان ربض بساخت وآن نخستين زباله دان شد تا زمان مأمون كه دستور تعمير آن را داد پس به دست أصحاب حديث ( سنّيان افتاد جز در اقامهء نماز كه به دست هر دو گروه است ] . به نظر من ظرافت وعراقي نمائى مرو از آنست كه خليفه ( مأمون ) بر ايشان وارد شد . *
--> ( 1 ) مرو + ياى نسبت مروزى ص 36 : 1 . ( 2 ) چنانكه ديده مىشود ، سجع بندى وقافيه سازى كه مؤلف در متن عربى بكار برده است ، نظم وتناسب معنى را از ميان برده است . ( 3 ) مىگويد : در روزگار گذشته منبر داشته ودر آنجا نماز آدينه برگزار مىشده ولى اكنون تنها يك مسجد دارد .